شهرها به یکی از اصلیترین مقاصد گردشگران در جهان امروز بدل شدهاند. بازدید از آثار فرهنگی، خرید و تجارت، تفریح، درمان، زیارت و مأموریتهای کاری از جمله دلایل سفر به شهرها هستند. الگوی سفر در طول قرنها تغییر یافته و به واسطه پیشرفت حمل و نقل از سفرهای طولانی مدت گذشته به سفرهای بین المللی ظرف تنها چند روز رسیدهایم. ردپای توسعه گردشگری انبوه را میتوان از میانه قرن نوزدهم میلادی و به سبب توسعه صنعت و سفر با قطار و کشتیهای بخار پیدا کرد. در انتهای قرن ۱۹ بود که جهانگردی با توسعه خط آهن و پیشرفت صنعت کشتیرانی مطرح و با عمومی شدن مفهوم اوقات فراغت در قرن بیستم، گردشگری جایگاه ویژهای یافت. پس از جنگ جهانی دوم، گردشگری به مفهوم "صادرات نامرئی" برای کشورها واجد ارزش مطرح شد و با ارتقای سفرهای هوایی عملاً مفهوم "گردشگری انبوه" شکل گرفت. در سالهای اخیر نیز متنوع شدن گونههای اقامتی، امکان خرید اینترنتی بستههای تور مسافرتی و همچنین برنامه ریزیهای گسترده گردشگری از طرف دولتها برای جذب گردشگر در شکوفایی صنعت گردشگری مؤثر بوده است. از آنجا که بسیاری از شهرهای ایران از منابع فرهنگی و طبیعی ارزشمندی برخوردار بوده و پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی دارد، نیاز به مدیریت مقاصد گردشگری برای این شهرها احساس میشود. در همین راستا در نوشتار حاضر به شاخصترین اثرات تقویت گردشگری در شهرهای کشور پرداخته میشود.
1. عیان گشتن ارزشهای فرهنگی شهر
شناخته شدن ویژگیهای خاص فرهنگی شهرها برای ساکنان و گردشگران از جمله اصلیترین پیامدهای ارتقای گردشگری شهری است. ابنیه تاریخی، موزهها، عبادتگاهها، محلههای قدیمی، باغها، پارکها، بازار و مراکز خرید از جمله مواردیاند که گردشگران را برای سفر به شهری ترغیب میکند. اما تنها این جاذبههای ملموس نیست که برای شهرها جذابیت ایجاد میکند؛ آثار فرهنگی ناملموسی نیز در شهرها وجود دارد که ممکن است به اندازه آثار ملموس و یا حتی بیشتر از آن جذاب باشند. آثار فرهنگی ناملموس که از آن به عنوان فرهنگ عامه نیز یاد میشود، شامل آیینها و مراسم، میراث روایی، هنرهای سنتی، سنتهای غذایی، باورها و رفتارهای عامه، میراث زبانی و آیینهای کار میگردد که هرکدام ارزش و کارکرد خاص خود را در صنعت گردشگری دارا است. بنابراین با شناخت بیشتر آثار فرهنگی، شهروندان از ارزشهای مادی و معنوی شهر و میهنشان بیشتر آگاه میشوند و از طریق همین شناخت، حسِ هویت مکانی ایشان نسبت به سرزمینشان تقویت خواهد شد. به علاوه گردشگران خارجی با دیدن و درک آثار فرهنگی و طبیعی شهرها، تجربه پربار و نابی از سفر به ایران به دست میآورند و میتوانند سفیر فرهنگی کشورمان در دیگر مناطق دنیا باشند.
2. جذب اعتبارات مالی برای شهر
از جنبه مدیریت شهری، گردشگری موضوعی بسیار رقابتپذیر میان شهرها در سطح جهانی است. ارتقای صنعت گردشگری در شهرها به واسطه جذب سرمایههای عظیمِ بخش خصوصی و دولتی در تأمین اعتبارات مالی شهر، سودبخش است. همچنین گردشگران به واسطه بازدید از شهرها، اقامت در شهر، رفت و آمد، غذا خوردن، خرید سوغات و غیره به پویایی اقتصاد شهر کمک میکنند. به همین دلیل مدیران و برنامه ریزان شهری با در نظر گرفتن برند خاص برای شهرها میکوشند تا با انواع تبلیغات و برگزاری رویدادهای متنوع، گردشگران را به شهر خود جذب کنند. به علاوه با انتخاب شدن شهری به عنوان لوکیشن فیلم یا سریالی با مخاطبان جهانی عملاً شهرها برند ویژهای برای خود تعریف میکنند که به صورت غیر مستقیم ذهن مخاطب را درگیر فضاهای شهر کرده و از این اتفاق برای جذب گردشگر و بیشتر دیده شدن بهره میبرند.
3. تبادل فرهنگی میان ملل
از تأثیرات گردشگری بر روابط بین المللی کشورها نباید غفلت کرد. هر گردشگر خارجی با حضور در محیط شهری و دیدن و آشنایی با مردم محلی به درک بی واسطهای از فرهنگ و جامعه مقصد میرسد که میتواند پیش زمینهها و پیش داوریهای برآمده از تبلیغات و القائات سیاسی را خنثی کند و چهره واقعی مردم شهر و کشور مقصد را برای سایر ملل عیان سازد. این شناخت عمیقتر مردم کشورها از یکدیگر به تبادل فرهنگی بین ملتها و کاهش تنشهای سیاسی کمک خواهد کرد. در واقع این موضوع اهمیت دو چندانی برای کشور ما دارد از آنجایی که بسیاری از گردشگران خارجی آنچه از سفرشان به ایران تجربه میکنند، عموماً بسیار جذابتر و صمیمانهتر از آن چیزی است که قبل از سفر تصور میکردند. به بیان دیگر میتوان گفت گردشگری وسیلهای است برای شناساندن فرهنگ اصیل یک ملت به سایر ملل و تقویت ارتباطات فرهنگی کشورها به دور از کشمکشها و مسایل سیاسی.
4. حفاظت از بناها و محلات کهن شهر
حفظ و مرمت ابنیه و بافت تاریخی شهرها از دیگر آثار ارتقای گردشگری است. به عبارتی میتوان اذعان کرد، حفاظت و مرمت بافتهای کهن و صنعت گردشگری لازم و ملزوم یکدیگر بوده و تقویت هر یک از این دو جنبه به بهبود دیگری میانجامد. اگرچه برای جذب گردشگران به شهرها میباید از آثار فرهنگی شهرها حفاظت کرد، اما حضور گردشگران در محدودههای تاریخی نیز در حفاظت مداوم این آثار مؤثر است. به این دلیل که بازدید گردشگران از بافتهای کهن شهری، ارزش میراثی ابنیه و محلات قدیمی را برای ساکنان آشکار میسازد و آگاهی عمومی ساکنان از داشتههایشان در ارتباط با شهر افزایش مییابد. بدین ترتیب مردم نسبت به بناها و فضاهای ارزشمند در شهر حساسیت بیشتری خواهند داشت و اگر این آگاهی عمومی به اندازه کافی رشد و گسترش یابد، یکی از عوامل قوی بازدارنده در برابر سوداگریهای صاحبان سرمایه و تخریب بافت تاریخی میگردد. به علاوه مدیریت شهری نیز برای تضمین جذب پیوسته گردشگر به شهر میباید از آثار فرهنگی و طبیعی شهر حفاظت کند تا جذابیت شهر را برای بازدیدکنندگان حفظ نماید. ثبت میراث فرهنگی شهرها در فهرست آثار ملی و حتی ثبت در فهرست آثار جهانی یونسکو، باعث تقویت بنیه گردشگرپذیری شهر، اتخاذ سازوکارهای لازم برای حفاظت بیشتر از آثار، حفظ حریم آثار و ارتقای منظر شهری و در نهایت جذب گردشگر بیشتر میشود.
5. بهبود محیط زندگی ساکنان
گردشگری شهری در ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهر نیز مؤثر خواهد بود. با اجرای برنامههای گردشگری زیرساخت های شهر ارتقا می یابد و توجه بیشتری از سوی مدیریت شهری به مراکز تاریخی شهرها معطوف میشود. همچنین بازدید گردشگران از بافت کهن شهر و اقامت در آن، برای این بخش شهر پویایی به همراه خواهد داشت و زندگی شبانه آن نیز تقویت می شود. بدین ترتیب بخشهای مرکزی که به دلیل گسترش شهر به پیرامون، خالی از جمعیت و کیفیت فضایی آنها کاهش یافته است، دوباره رونق می گیرند و حیات شهری را تجربه می کنند. همچنین با بهبود وضعیت محلات تاریخی میتوان امید داشت، بخشی از ساکنان اصیل و قدیمی محلات که در طول سالیان به دلیل افت کیفیت بافت و نبود امکانات کافی به بخشهای دیگر شهر مهاجرت کردهاند، به محله قدیم خود بازگردند و در تداوم زندگی بافت نقش و سهم خود را ایفا کنند. گردشگری شهری اگر به صورت دقیق و صحیح برنامهریزی و اجرا شود، آثار مثبتی در ابعاد مختلف بر جای خواهد گذاشت. از جمله مهمترین اثرات گردشگری شهری میتوان به جذب اعتبارات مالی برای مدیریت شهر، کمک به تبادل فرهنگی میان ملل، حفظ ابنیه و محلات کهن شهر، تقویت فعالیت مراکز تاریخی شهرها و ارتقای زیرساختهای محیط زندگی ساکنان شهر اشاره کرد. بنابراین با ارتقای صنعت گردشگری در شهرها میتوان سازوکاری مطلوب برای شهر تعریف کرد که هم گروههای ذینفع و هم گروههای ذینفوذ از آن بهرهمند گردند. ناگفته نماند هر شهری برای وارد شدن به عرصه گردشگری میباید ظرفیت بُرد خود را سنجیده و در نظر بگیرد. به این معنا که گردشگری شهری امری مطلقاً مطلوب نیست بلکه همچون تیغ دولبهای است که اگر از ظرفیتی که شهر برای حضور گردشگران دارد فراتر رود، دارای نتایج مخربی میشود که با نارضایتی ساکنان همراه خواهد شد. به علاوه، اگر جذب گردشگر بیشتر از ظرفیت محیط باشد، میتواند بر روی تجربه گردشگران از شهر نیز اثرات مخرّب داشته و حتی موجب آسیب به منابع فرهنگی و طبیعی شهر شود. بنابراین انجام مطالعات دقیق و گسترده قبل از اجرای برنامههای گردشگری در راستای تحقق گردشگری پایدار، امری الزامی و ضروری به شمار میرود.